با این سر تیتر مینویسم.چرا؟مشتاقی خوب گوش کن من یک ایرانی دور از وطن بعد از گذشت یک دهه دوری از وطن با یک دنیا خاطره به سرزمین مادریم ایران برگشتم وقتی پا برخاک پاک وطن گذاشتم سجده کردم وخاک وطن را بوسیدم خاکی که رابا بزرگانی چون کوروش .داریوش امیر کبیر……..وسربازان گمنام پا بر جاست جز با بوسه نمیشود اجر گذاشت.همه رهگذاران وقتی من با گریه بوسه بر زمین میزدم میخندیدن و مسخره ام میکردن میگذشتن.باری
یک راست به محله رفتم سری به پاطوق جای که دنیای گذشتم بود زدم وخواستم با دوستان وبچه محلهای قدیمی دیداری تازه کنم . نمیدانم چند ساعت اونجا علاف بودم (دو سه چهار ساعت)ولی از دوستان خبری نبود چندتای ازدوستان و بچه محلها وقتی منو میدیدین نمیشناختن که ناگهان یکی از صمیمیترین دوستم رسید دویدم تادر اغوش بگیرمش وببوسمش که خشکم زدگفتم علی جان منم…….گفت نمیشناسم گفتم من و شروع کردم از خاطرات گذشته تعریف کردن . گفت برو بابا پریسدم چی شده؟ خنده ای کرد و سوار مشینش شد رفت . رهگذاران که شاهد این صحنه بودن بهم نزدیک شدن پرسیدن چی شده؟ گفتم هچی فقط مملکتم را گم کردم . اشتباه امدم اینجا مگر خاک پاک ایران من نیست؟ راستی چی شده اون صفا و مهر اون عشق مرام کجاست؟ یعنی به راستی یک حکومت یک مذهب تمام مرام مردانگی ومعرفت مارا گرفته؟ ای ایرانی ای ایران پرست ایا به واقع ما این بودیم؟